محمد معصوم البكري ( نامى )

207

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

كس نزد شاه حسن به ملتان فرستاده حقائق احوال را عرضه داشت نمودند ، ميرزا عيسى قدم جرأت و مردانگى پيش نهاده استدعاى عزيمت دفع و رفع ( a 154 . f ) آنها نموده ، از ملتان ايلغار كرده ، بحوالىء تهته رسيده كارزار خوب نمود ، و جمعيت آن مردم را بر هم زده اكثرى را بقتل رسانيد . و بعد از انكه ميرزا شاه حسن بدان حدود نهضت فرمود ، آمر آمرانى با چهل هزار كس « 1 » ميدان مقابله و مقاتله بياراست ، و ده هزار كس در ان ميدان از ان مردم مقتول گشته بودند . و بعد از فوت ميرزا شاه حسن در اوائل جمادى الاولى سنه اثنتين « 2 » و تسعين و تسعمايه ميرزا عيسى بر وسادهء حكومت جلوس نمود . و مردم ارغون و ترخان مبايعت نموده زمام حل و عقد و عنان قبض و بسط را به يد اقتدار آن قدوهء امراى « 3 » نامدار سپردند . و ميرزا عيسى ترخان صفات حميده بسيار داشته . همواره با سپاهى و رعيت در مقام ملايمت بوده فراخور هر كس رعايت مىنمود . و بعد از مضيء مدت يك سال به ترغيب و تحريص « 4 » ارغونيه با سلطان محمود خان در مقام مخالفت شده ، به جمعيت تمام بحوالىء بهكر آمده ، در اوائل ربيع‌الثانى سنه ثلاث و ستين و تسعمايه در محاذى بهكر نزول نموده ، پانزده روز به محاربه گذرانيد . و سلطان ( f . 154 b ) محمود خان درون قلعه متحصن گشته يكدو مرتبه فيما بين محاربه و مقاتله اتفاق افتاد . و دران اثنا جماعت فرنگ ، كه ميرزا عيسى بجهة امداد از گووه طلب نموده بود ، آمده بلدهء تهته را غارت كرده ، و در شهر آتش زده ، و مردم را اسير نموده مراجعت كردند . و دران حين كه مىخواستند كه تهته را غارت كنند ، پيش از ان به يك روز دارو به روى دريا ريختند ، و دران آتش زدند ، روى دريا آتش در گرفته . و به مجرد رسيدن اين اخبار بسرعت هر چه تمامتر ميرزا

--> ( 1 ) د ندارد : با چهل هزار كس ( 2 ) د : احدى ؛ كه ظاهرا سهو است ، چنانچه در ورق 134 الف نوشته كه ميرزا شاه حسن روز دوشنبه دوازدهم ماه ربيع الأول 962 درگذشته ( 3 ) م : قدوة الامراء ( 4 ) م : تحريض